تبليغاتX
پیام اشنا
بسم ا... الرحمن الرحیم 
السلام عليک يا ابا صالح المهدى
ولادت با سعادت حضرت ولى عصر (عج) را خدمت منتظرانش تبريک مى گوييم
کلينى درکتاب (( کافى )) روايت نموده که: ولادت باسعادت وجود اقدس امام زمان (عج) در سال 255 هجرى روى داده است.
شيخ صدوق در (( کمال الدين )) نقل کرده که چون مادر امام عصر (عج) حامله گشت، حضرت امام حسن عسکرى (ع) به ايشان فرمودند:پسرى مى آورى که نامش م ح م د، و پس از من، جانشين من خواهد شد.
و هم صدوق در کمال الدين از استادش ابن وليد قمى و او از از محمد بن عطار از حسين بن رزق الله ازموسى بن محمدبن القاسم بن حمزة بن الامام موسى بن جعفر (ع) و اوازحکيمه خاتون دخترامام محمدتقى (ع) روايت نموده که گفتند: امام حسن عسکرى (ع) مرا خواستند و فرمودند: عمه! امشب نيمهء شعبان است، نزد ما افطار کن که خداوند در اين شب فرخنده کسى به وجود مى آورد که حجت او در روى زمين مى باشد. عرض کردم: مادر اين نوزاد مبارک کيست؟ فرمودند:نرجس. گفتم فدايت گردم! اثرى از حاملگي در نرجس خاتون نيست. فرمودند همين است که مى گويم.سپس به خانهء حضرت در آمدم و سلام کرده نشستم. نرجس خاتون آمد کفش از پاى من در آورد و گفت: اى بانوى من شب بخير! گفتم: بانوى من و خاندان ما تويى! گفت: نه! من کجا و اين مقام بزرگ کجا؟ گفتم:امشب خداوندپسرى به تو موهبت مى کندکه سرور دوجهان خواهد بود. چون اين سخن شنيد با کمال حجب و حيا نشست.
سپس نماز شام را گزاردم و خوابيدم. سحرگاه براى اداء نماز شب برخاستم. بعد از نماز ديدم نرجس خوابيده و از وضع حمل او خبرى نيست.پس از تعقيب دو نماز خوابيدم و بعد از لحظه اى با اظطراب بيدار شدم، ديدم نرجس خوابيده است. در آن حال دربارهء وعدهء امام ترديد مى کردم، که ناگهان حضرت از جايى که تشريف داشتند با صداى بلند مرا صدا زده فرمودند: عمه! تعجب مکن که وقت نزديک است! چون صداي امام را شنيدم شروع به خواندن سورهء(( الم سجده )) و (( يس )) نمودم.دراين وقت نرجس با حال مظطرب از خواب برخواست، من به او نزديک شدم و نام خدا را بر زبان جارى کردمو پرسيدم: آيا احساس چيزى مى کنى؟ گفت: آرى. گفتم: ناراحت مباش و دل قوى بدار، اين همان مژده اى است که بتو دادم. سپس هر دو به خواب رفتيم.
اندکى بعد برخاستم و ديدم بچّه متولّد شده و روى زمين با اعضاء هفتگانه‌‌ خدا را سجده مى کند. آن ماه پاره را در آغوش گرفتم. ديدم بعکس نوزادان ديگر ازآلايش ولادت پاک و پاکيزه است! در اين هنگام امام حسن عسکرى (ع) صدا زد: عمه جان! فرزندم را نزد من بياور. چون ايشان را نزد پدر بزرگوارشان بردم، امام دست زير رانها و پشت بچّه گرفتند و پاهاى ايشان را به سينهء مبارک چـسباندند و زبان در دهـانش گرداندند و دست بر چشم و گوش و بندهاى ايشان کـشيدند و فرمودند: فرزندم! با من حرف بزن! آن مـولود مسعـود گـفـت: اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلّا الله وَحْدَهُ لا شَريکَ لَه وَ اَشْهَدُ اَنّ مُحَمّد اً رَسُول الله آنگاه بر اميرالمؤمنين وائمهء طاهرين عليهم السلام درود فرستاد و چون به نام پدرش رسيد، ديدگان گشود و سلام کرد. امام فرمودند: عمه جان! او را نزد مادرش ببر تا به او نيز سلام کند و باز نزد من برگردان. چون ايشان را نزد مادرشان بردم سلام کردند،و مادر نيز جواب سلام را داد. سپس ايشان را پيش امام حسن عسکرى (ع) برگـردانيدم.حضرت فرمودند: عمه! روز هـفتـم ولادتش نيز بچّه را نزد من بياور. صبـح روز نيمهء شعبان که به خدمت امام رسيدم سلام کردم و رو از روى او برداشتم ولى بچّه را نديدم،عرض کردم:فدايت گردم، بچّه چه شد؟ فرمودند: عمه جان! او را به کسى سپردم که مادر موسى فرزند خود را به او سپرد!
عشق يعنى انتظار و انتظار عشق يعنى هر چه بينى عکس يار
عشق يعنى شب نخفتن تا سحر عشق يعنى سجده ها با چشم تر
عشق يعنى ديده بر در دوختن عشق يعنى از فراقش سوختن
عشق يعنى سر به در آويختن عشق يعنى اشک حسرت ريختن
عشق يعنى لحظه هاى ناب ناب عشق يعنى لحظه هاى التهاب
عشق يعنى بنده فرمان شدن عشق يعنى تا ابد رسوا شدن
عشق يعنى گم شدن در کوى دوست عشق يعنى هر چه در دل آرزوست
عشق يعنى يک تيمم يک نماز عشق يعنى عالمى راز و نياز
عشق يعنى يک تبسم يک نگاه عشق يعنى تکيه گاه و جان پناه
عشق يعنى سوختن يا ساختن عشق يعنى زندگى را باختن
عشق يعنى همچو من شيدا شدن عشق يعنى قطره و در يا شدن
عشق يعنى پيش محبوبت بمير عشق يعنى از رضايش عمر گير
عشق يعنى زندگى را بندگى عشق يعنى بندگى آزادگى

دوره غيبت امام عصر و مبتلا شدن به خطرات
در دوره غيبت امام زمان‏عليه السلام  مشكلات و پيشامدهاى سختى بوقوع مى‏پيوندد به گونه‏اى كه اعتقادات بسيارى از مردم در نتيجه اين امور متزلزل مى‏شود. جهت جلوگيرى از دچار شدن به اين قبيل خطرات، هشدارهاى زيادى توأم با روشنگريهاى لازم در رهنمودهاى اهلبيت ‏عليهم السّلام  داده شده است كه به دو نمونه از آنچه در اين زمينه در مجموعه روايات على بن ابيطالب‏عليه السلام  وارد شده است اشاره مى‏گردد.
  - عن محمد بن مسلم عن ابى عبداللَّه‏عليه السلام  قال: ...قال على‏عليه السلام : ...انتظروا الفرج و لا تيأسوا من روح اللَّه، فانّ احبَّ الاعمال الى اللَّه عزّوجلّ انتظار الفرج... و المنتظر لأمرنا كالمُتَشَحِّطِ بدمه فى سبيل اللَّه.
 محمد بن مسلم از امام صادق‏عليه السلام  نقل مى‏كند كه آن حضرت از پدران بزرگوارش و آنها از على‏عليه السلام  روايت كردند كه على‏بن ابيطالب‏عليه السلام  فرمودند: منتظر فرج  [امام زمان‏عليه السلام] باشيد و از عنايت و توجهات خداوند نااميد نشويد. همانا محبوب‏ترين كارها در نزد خداوند عزّوجلّ انتظار فرج [امام زمان‏عليه السلام ] است.
 آنگاه در ادامه بيان فضيلت انتظار فرمودند:
 كسى كه منتظر امر ما (فرج امام زمان‏عليه السلام ) باشد، مانند رزمنده‏اى است كه در راه خداوند به خون خود آغشته شده باشد (اجر و پاداش شهيد را دارد).
  - قال زيدبن صوحان العبدى: يا اميرالمؤمنين! أى الاعمال احبّ الى اللّه عزّوجلّ؟ قال‏عليه السلام : انتظار الفرج من اعظم الفرج.
 زيدبن صوحان عبدى گفت: يا اميرالمؤمنين! كداميك از اعمال در نزد پروردگار عالم محبوب‏تر است؟ حضرت فرمودند: انتظار فرج.



+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 8:10
توسط حسین کلامی موضوع: |

یا مهدی

چهره ی ماهت شبیه جمال ابوالفصل یه نگاه کن به نوکرت که مال ابوالفضل

ماه تموم تو دامن نرگس دمیده سر می زارم به پای قدم نورسیده  یوسف مصر شبیه اش را توخواب ندیده


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 8:13
توسط حسین کلامی موضوع: |
 

« باسمه تعالی »

 

با سلام و عرض تبریک به مناسب فرخنده سالروز مبعث حضرت رسول اکرم(ص) خدمت تمامی مسلمانان جهان و به خصوص محبان حضرت مهدی(عج)، مطالب مربوط به احادیث حضرت رسول اکرم(ص) و حضرت مهدی(عج) در آرشیو وبلاگ موجود می باشد، علاقه مندان برای خواندن مطالب مربوطه می توانند روی گزینه «ویژه ایام و مناسبت ها» کلیک کنند.


آيه دوّم: (وَإذ ابتلى إبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِمات فَأَتَمَّهُنُّ)

«هنگامى كه حضرت ابراهيم را پروردگارش به وسيله كلماتى آزمود، پس آنها را به انجام رسانيد».


مفضّل بن عمر در تفسير اين آيه مباركه گويد:

درباره اين آيه مباركه «وَ إِذِ ابتلى إبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِمات . . .»، از امام صادق(عليه السلام)پرسش نمودم، حضرت فرمود: «اين همان كلماتى است كه حضرت آدم(عليه السلام) از پروردگار خود دريافت نمود. پس توسّط آن كلمات به پيشگاه پروردگار توبه نمود و خداوند توبه اش را پذيرفت.و جريان توبه چنين بود كه حضرت آدم (عليه السلام) عرض كرد:«يا رَبِّ أَسْألُكَ بحقِّ محمّد و عليٍّ و فاطِمَةَ وَ اْلَحَسَنِ وَ الْحُسَيْن إلاّ تُبْتَ عَلَيَّ»اى خداى من ! از تو مى خواهم كه به واسطه محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين(عليهم السلام) توبه مرا بپذيرى! پس خداوند توبه او را پذيرفت كه او بسيار توبه پذير و مهربان است ».


گفتم:اى فرزند رسول خدا! مقصود از «فَأتَمَهُّنَّ»در اين آيه چيست؟ فرمود: «مقصود اين است كه: خداوند آنها را تا قائم مهدى(عليه السلام) به اتمام رسانيد و دوازده امام(عليهم السلام) را كه 9 تن آنان از فرزندان حسين(عليه السلام) مى باشند، براى او بيان فرمود».


در توضيح اين حديث شريف بايد به اين نكته توجّه داشت كه:

«. . . ابتلاء به معنى امتحان و اختيار است و معناى حديث اين است كه خداوند متعال، پيامبر خليل خود حضرت ابراهيم(عليه السلام) را آزمايش نمود و او را با اسامى مبارك رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمّه اثنى عشر(عليهم السلام) امتحان فرمود. و امّا اين كه حقيقت آزمون چه بوده است؟ آيه كريمه در مورد آن سخنى نگفته؛ وليكن احاديث شريفه آن را روشن نموده اند، و در آنها چنين آمده است كه، آن امتحان، خضوع در برابر افضليّت و برترى آنان، يعنى برترى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و أهل بيت او(عليهم السلام) و اعتقاد به متابعت (حضرت ابراهيم(عليه السلام)) از ايشان بوده است».

 

 


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 7:51
توسط حسین کلامی موضوع: |
سلام

امروز شنبه است ۲۶/۰۶/۸۴

دلم خیلی گرفته نمی دونم چرا؟ !!

ولی فکر می کنم بخاطر یک کاری که نباید انجام میدادم

ولی مطمئنم اگه توبه کنم خدا می بخشه البته اگه تکرار نشه


+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 12:13
توسط حسین کلامی موضوع: |